کتابهای رايگان فارسی
آخرين تاريخ به روز شدن: 09/03/2010
ساير صفحات: [1] [2]

گل ياس نگاه
از کتاب (نهانخانة مرد)
من هم روزگاری جوان بودم،
هفده هجده ساله
پاپيون لبخند بر لب،
دماغ سر بهوا
دفتر و کتاب زير بغل،
آرزوهای مطلا در دل
در امتداد خيابان آفتاب:
زندگی زرق و برق و چراغانی
* * *
روزی در اتوبوسی نشسته تنها،
در فکر
که عروسکی پريوش سوار شد
لطيف تر از روح،
زيبا تر از فرشته ها
آمد نشست روبروی من،
ای وای من!
يا رب برس به دادم!
خودم را شمردم،
دوباره شمردم:
کم آوردم
هرچه سردار و سپاه داشتم:
رو به فرار!
تا که بخدمت احضار کردم
شجاعترين افسر نگاهم را
که چهار نعل،
به خم جادة ابرويش تاخت
من بنازم به قد و قامت آن جوهر مردی،
ملکولی که مرا راه نشين خم ابرويی کرد
ديدم لطيف چو ياس است مرمر او
و عطر ياس می تراود از تن او
گويا از همان خاکی بود،
که ياس از آن روييده بود
من چيدم گل ياس لطيف نگاهش را
از باغ روان او
آنگاه فرشته لبخندش به کرشمه
که می خراميد در کوچة هزار خيال من
در نهانخانه مردي ام خانه گزيد
اکنون که عمری گذشته زمن
هنوز هرشب
خواب گل ياس می بينم

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 09:29 09/03/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)

شناخت
مقوله شناخت مبحث بزرگی از دانش فلسفه ميباشد. شناخت دارای انواع گوناگون است. مهمترين نوع آن، شناخت علمی ميباشد که چه در رياضيات و چه در علوم تجربی اهميت بسزايی دارد. در آثار مولانا قالبهای فيزيکیِ شناخت، فراوان بچشم ميخورد. من آنها را از کتاب (قالبهای انفورماتيو مولانا) تقديم علاقمندان مينمايم.

free-books.blogfars.com/Fayl/1/10822.pdf

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 01:37 09/03/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)

کتاب مولانای انفورماتيو را ميتوانيد به رايگان داونلود کنيد. در اين کتاب، اشعار انتخاب شده از مثنوی مولانا دارای خصوصيات انفورماتيو بوده، از ديدگاه دانش سيستمها ميتوانند مورد توجه نسبتاً زيادی قرار گيرند.

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 01:22 06/03/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)
انگور
از کتاب کشو پندار
.
دوران کودکی بود و خواب و خيال
خيره به آسمانِ شب، شاد و فارغ بال،
گفتم که تاک بکارم در تمام آسمان
تا پر شود از انگورهای شيرين مالامال
تا بپيوندند بهم ستاره ها
با شاخه های پر از خوشه ها
در اين فکر ناگهان زد فرياد،
تاک خشکيده ای ز زخمِ تيشه ها:
بنگر به خاک زير پايت که در آن،
می خشکند مدام، شاخه ها و ريشه ها
پس بجای آسمانِ ستاره ها،
بکار انگورهای شيرين را،
در زمين خاکی و آسمان انديشه ها !!

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 07:07 25/02/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (1)

باید ببارم
از کتاب پیام صلح
کودکی من همه رنج بود و فقر و ناکامی
و زندگی ام بسی کوچک،
که می چسباندم به چشمم،
تا بزرگتر ببینم آنرا
من می تنیدم هر شب،
حسرت مداد رنگی و توپ را
به تنِ لاشه تنهایی
من می لیسیدم عکس شوکلات ها را،
شیرین و خوشمزه و خوشرنگ!
من از تصوّر خود در آینة فردا،
نُه دَهم می ترسیدم، یک دَهم می خندیدم
و لباسم، اگر هم لباسی بود،
می شستم در جوی آب کثیف،
خشک می کردم روی سرم
اهرم بودم،
حرکت بودم،
نقطة اتکا نبود
من مساحت خوبی داشتم، برای پنجره ها
بقدر کافی شفاف،
الماس می بایست که بریده شوم،
اندازه شوم
نه چکش، که هزار تکه شوم
حالا اگر حتی دهانم پر از خون شود
و حلّاجم در گلویم بر دار،
باید ببارم و رود روان شوم،
روان در مزارع و کشتزارها
می دانم که روزی سبز خواهد شد همه جا
* * *

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 07:58 08/02/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (1)

من و زنم
از کتاب کشو انديشه ـ جلد دوم
دبيرخانة مجله مسابقه ای ترتيب داده بود و از خوانندگان مرد مجله خواسته بود که رابطه خود با همسرشان را توصيف کنند. آنکه بهترين رفتار با زن خود داشته باشد، بعنوان جايزه، يک تور هفت روزه به شيراز و اصفهان در اختيار او و همسرش قرار خواهد گرفت...

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 02:09 20/01/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)
در مطب دندانپزشک

در مطب دندانپزشکی
اين نوشته از کتاب (بيمار ايرانی، پزشک آلمانی) حاوی جملات متداولی است که بيماران در مطب دندانپزشکان بزبان می آورند. اميدوارم برای ايرانيانی که آشنايی کامل بزبان آلمانی را ندارند مفيد واقع شود. از اظهار نظر و تصحيحات شما بسيار متشکر خواهم بود. اين نوشته را در فرمت PDF ميتوانيد دانلود نماييد.

ادامه...

از کاتگوری: پزشکی
تاريخ درج: 04:45 19/01/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)
لغات آلمانی دندانپزشکی

لغات آلمانی دندانپزشکی برای بيماران ايرانی
.
در پی انتشار مطلب (سرماخوردگی) اينک لغات متداول در دندانپزشکی را برای بيماران ايرانی از کتاب ( بيمار ايرانی، پزشک آلمانی) تقديم علاقمندان مينمايم. اميدوارم که متخصصين در تصحيح آن مرا ياری کنند. ادامه مطلب در بخش پزشکی ميباشد. فايل در فرمت PDFنوشته شده است، که به رايگان قابل داونلود کردن ميباشد.

ادامه...

از کاتگوری: پزشکی
تاريخ درج: 03:38 14/01/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)

دانش و پول
از کشو پندار2 ـ جلد دوم
.
ما دو دوست نوجوان،
باهم نشستيم و به هم گفتيم:
کاش در شهرک ما هم يک کتابخانه بود!
هرکدام يکی دو کتاب آورديم
پول توجيبی ها پول يک کتاب نشد
چاره نبود، رفتيم سراغ "مرد خسيس"
مردی که خانه ها و باغها و گلّه ای بس بزرگ داشت
او به تمسخر و تحقير به فکر ما خنديد
ناچار رفتيم و يک بليط خريديم
و از ته دل دعا کرديم
تا بليت ما برنده شود
تا قصبه صاحب کتابخانه شود
* * *
سر انجام قرعه کشی فرا رسيد
و تصادفاً شهرک ما برنده شد
اما نه بليط ما، بلکه بليط آن مرد خسيس
آنکه باغ ها و خانه ها و گلّه ای بزرگ داشت
دوست من گفت:
گويی پول از دانش گريزان است
و من گفتم:
باشد اگر پنجره فقير است،
آفتاب سرشار است

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 12:18 04/01/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (1)

شب شادی
(از کتاب کشو پندار)
.
.همه جا استرس، همه جا انفجار
و ابری غليظ و قاره پوش از دود
به ارزش ميليون ها دلار
ميان آتش و دود ـ نفس ها تنگ
من بودم و آلفرد، نيمه شب در راه،
"يک لحظه صبر کن" گفت آلفرد
"يک لانة پرنده ميان بوته هاست"
آتشی فتاده در لانه، پرنده ای مرده
مادرش پر کشيده روی تنش
* * *
آلفرد به هر سو می رفت
نگران جهالت آدمها
اشک در گونه ها جاری
شب سيلوستر بود گويا،
شب شادی!؟

ادامه...

از کاتگوری: ادبيات
تاريخ درج: 01:47 01/01/2010 نويسنده: ايرج صدرزاده افشار نظرات (0)
آنلاين: من و همسرم, و 214 مهمان